۲۵۰ - تاریخ: 1403/4/4 ساعت: 14:37
چه خبر از این کشتی به گل نشسته بی مسافر؟شاید یک روز اومد اینجارو به کل فراموش کردمفراموشی گرفتم...رمزشو فراموش کردمیا شاید واقعاً یادم رفت همچین جایی هم بوده!شایدم بلاگفا دیگه تعطیل کرد و کل آرشیوم حذف شد... Adblock test (Why?)
248 - تاریخ: 1402/10/28 ساعت: 11:22
به کل اینجا رو فراموش کرده بودم!چند روز پیش بالاخره چشم ما به برف و بارون روشن شد... نمی دونم چجوری بگم ولی خیلی حس خوبی بود که بالاخره صدای بارون داره میاد و شهر سرد و خوش بو شده... بالاخره رفتیم برف بازی و چهره مردم رو مثل تمام روزهای برفی شاد و خندون دیدم... .خیلی عجیبه اگر این حرفو چند سال پیش م...
۲۴۷ - تاریخ: 1402/5/23 ساعت: 11:45
بعد از مدت ها رفتم توی رابطه و شکست خوردم. واقعیتش با کلی ترس و لرز رفتم جلو و انتخابی نبود که اونقدرها بهش مطمئن باشم، ولی خب به خاطر چراغ سبز خودش پیشنهاد دادم. هیج چیزی به جز هوس زودگذر نبود. هزار و یک بار به خودم گفتم سمت همکار نرو الاغ جان! حالا بیشتر از این که ناراحت از بین رفتن این دوستی مسخر...
۲۴۶ - تاریخ: 1402/5/2 ساعت: 21:21
درباره خوب و بد ماه نظری ندارم هنوز. ولی خب گذشت...
244 - تاریخ: 1402/4/31 ساعت: 11:43
انقدر نمیام نمی دونم از چی و کجا و کِی بنویسم؟ هستم... نفس می کشم... خیلی شلوغم و فکرم و ذهن و خیالم کمی تا قسمت زیاددددددد آشفته هست...
245 - تاریخ: 1402/4/31 ساعت: 11:43
دیشب عروسی امیر گ بودیم. بله بالاخره امیرم ازدواج کرد و رفت...خوب بود، خوش گذشت...تو چشماش نگاه می کردم و بغضم می گرفت... این همون امیر خودمونه انقدر بزرگ و مستقل شده که الان عروسیشه...چند وقت دیگه ام میره آلمان و تمام... Adblock test (Why?)
243 - تاریخ: 1402/2/4 ساعت: 18:33
شب سال نو تا 12:30 این حدودا با حسین قهوه خونه نشسته بودیم و قلیون می کشیدیم و خیلی متعجب از این موضوع که با وجود این که ساعت 5 صبح سال نو میشه چقدر امشب خلوته و تو راه برگشت به خونه هم این موضوع خیلی برامون عجیب بود بود و با خودمون حدس زدیم شاید چون نصفه شبه و چند ساعت مونده به سال نو خیابونا این ش...
۲۴۲ - تاریخ: 1401/12/24 ساعت: 20:37
بازم مثل هر سال حس عید نیست ولی خب نزدیک عیده و چشم به هم بزنی سیزده روز تعطیلات هم سپری میشن...با بهترین دوست و همکارم این سه چهار روز رفتیم شمال و حسابی خوش گذروندیم. بهترین دوست و همکاری که حدود ۲۵-۶ ماه در کنار هم بودیم و سال ها دور از هم به شکل همکاری ساده مشغول به کار بودیم... بعد از آشناییمون...
334 - تاریخ: 1401/8/3 ساعت: 17:31
هر روز سعی می کنم زودتر برگردم بیام خونه و دیگه به مانیتور و... نگاه نکنم ولی انگار نشدنی شده و زودتر از 8 شب خونه نیستم.امشب در راه برگشت ناگهان با یک چهره آشنا مواجه شدم، اول راهمو گرفتم رفتم ولی دوباره سرمو آوردم بالا و دیدم بلهههههه مهران خودمونه. خیلی حس خوبی بود بعد از حدود شش ماه همدیگه رو دی...
335 - تاریخ: 1401/8/3 ساعت: 17:31
قرار بود از جمعه تا دوشنبه شمال باشیم ولی به خاطر اشتباه مسئول هماهنگی اسمم رد نشده بود و شمال رفتنمون کنسل شد و وقتیم پرسیدم چرا همچین اتفاقی افتاده رئیسشون خانم.س گفت تا حالا سابقه نداشته و خودش رفته کربلا و یکشنبه بیا ببینیم چه اتفاقی افتاده و باید چیکار کنیم... خلاصه بعد این همه برنامه ریزی حال ...
336 - تاریخ: 1401/8/3 ساعت: 17:31
- نمی دونم چرا مینویسم و حتی نمیدونم چی بنویسم، بهتره چیزی نگم...- فقط خیلی کوتاه بگم بالاخره ساعت 8صبح 30شهریور 1401 یه روز ماندگار و خاطره انگیز شد برای من و تونستم با نمره کامل 17.99 از پایان نامه ام دفاع کنم.چه روزهای سخت و پر استرسی بود؛ شب قبلش فقط یک ساعت خواب به چشمم اومد.زمانی که استاد راهن...
320 - تاریخ: 1401/3/19 ساعت: 11:32
با سه نفر از رئیس روسا درباره رفتنم مشورت کردم و همه شون گفتن خب وقتی تصمیمتو گرفتی برو و دو نفرشون اعلام آمادگی کردن که اگر کمکی از دستمون بر میاد بگو و یک نفرشون هم که در رأس این هرم بود گفت اگر می خوای توی همین مجموعه جابجا بشی بهم بگو تا کمکت کنم، اما راستش می خوام برم و به نظرم جای من دیگه توی ...
321 - تاریخ: 1401/3/19 ساعت: 11:32
یادم نمیاد که اینجا گفته باشم دارم سریال This i_s us رو می بینم به هر حال اگر گفتم که دوباره می گم و اگر نگفتم هم که هیچ. البته بعید می دونم گفته باشم چون توی مدت کوتاهی 90 اپیزودش رو دیدم و الآن فقط 16 قسمت به پایان این سریال بی نظیر باقی مونده. واقعیتش نابودم کرده، به شدت درام و احساسی به حدی که چ...
317 - تاریخ: 1401/2/10 ساعت: 4:54
درد و دل...شنیدم که می گن شکر نعمت و شکرگذاری باعث فزونی نعمت میشه و این که باعث میشه خدا با آدم قهر نکنه...متأسفانه اکثر اوقات زیاد غر می زنم و شاکی هستم، خودمم زیاد متوجه این موضوع نیستم ولی گاهی اوغات از حرف اطرافیانم متوجه این موضوع می شم و سعی می کنم خودمو جمع و جور کنم، چند وقت پیش وقتی یک عکس...
۳۱۸ - تاریخ: 1401/2/10 ساعت: 4:54
سه ماه پیش حدوداً پیشنهاد شد بشم رئیس یک اداره ای! هر چند خیلی خوشحال شدم ولی ته دل یک ناراحتی عمیقی از این داشتم که دارم تایتل مالیم رو از دست می دم و شرط گذاشتم اگر همزمان هر دو شغل رو داشته باشم قبوله، در کمال ناباوری توافق اولیه صورت گرفت و قرار شد هفته بعد که از مسافرت بر می گردم نهاییش کنیم که...
319 - تاریخ: 1401/2/10 ساعت: 4:54
- چند روزی میشه مشتاق به خوندن و تماشای مستندهایی از سرگذشت و زندگی افراد موفق، خصوصاً صنعتگران و افرادی که کارها و تصمیم گیری هاشون باعث رشد و توسعه اقتصادی شدن، شده ام. واقعاً به نظرم کارآفرینی و موفقیت در هر بخش و زمینه ای مخصوصاً در صنعت یکی از جذاب ترین بخش های زندگی هر فردی می تونه باشه که تأث...
293 - تاریخ: 1399/11/1 ساعت: 3:16
بالاخره اومدم. خیلی شلوغ بود این چند وقت و خیلی خسته بودم. حرف و اتفاق های جدید بسیار هست... اما اتفاق تکراری این که همچنان داریم با ویروس کرونا زندگی می کنیم، ماسک شده جزئی از پوشش روزانه مون برای بی
294 - تاریخ: 1399/11/1 ساعت: 3:16
از دیشب تا حالا بارون آروم و پیوسته ای میاد... سرمای ملویی از لا به لای درب و پنجره ها می زنه داخل اتاق و من هم از صبح تا حالا گوشه ی اتاق روی لوله داغ پکیج کز کرده ام و از جام تکون نمی خورم... از دیر
295 - تاریخ: 1399/11/1 ساعت: 3:16
به همین سادگی دو هفته گذشت، دو هفته از اولین روز تعطیلی، روزهایی که شاید دیگه تکرار نشه... چیکار کردم؟ کار خاصی نکردم و بیشترش بی هدف، یکنواخت و به روزمرگی گذشت... البته خب دوباره شروع کردم و یک ساعت
296 - تاریخ: 1399/11/1 ساعت: 3:16
باور نکردنیه که 75 روز دیگه سال تمومه. هر روز و هر سال چقدر سریع تر از گذشته می گذره... کلی برنامه ریزی تو کار و زندگی داشتم ولی انگار رسم روزگار اینجوریه که تا به خودت میای می بینی همه چی تموم شده... عجب رسمیه... این روزا شلوغه... مثل همیشه...

برچسب‌های مرتبط

1812 overture | 181 cm in feet and inches | 181 fm | 1824 election | 182 cm in feet and inches | 1828 dictionary | 182 cm to feet | 182cm in feet | 183 cm in feet and inches | 1830 time