دیشب عروسی امیر گ بودیم.
بله بالاخره امیرم ازدواج کرد و رفت...
خوب بود، خوش گذشت...
تو چشماش نگاه می کردم و بغضم می گرفت... این همون امیر خودمونه انقدر بزرگ و مستقل شده که الان عروسیشه...
چند وقت دیگه ام میره آلمان و تمام...
برچسب:
نویسنده: پارسا قربانی
تاريخ: شنبه
31 تير
1402 ساعت: 11:43